خرید بک لینک

درباره سایت

روزمرگی ها

آخرین مطالب

امکانات وب

مثل همهی دخترا، 9 سالم که شد مدرسه برام جشنن تکلیف گرفت و من اون زمان ذوق زدهترین آدم روی زمین بودم.

فکر کنم تابستون همون سال بود که برای اولین بار رفتم مشهد و یکی از خادمای خانم حرم امامم رضا به مامانم گفت دیگه ماشالا دخترت بزرگ شده، براش مانتو و روسری بخر، قشنگ یادمه که چقدر ذوق داشتم برای اولین مانتوم، یادمه سبز مغزپستهای بود :) وقتی با حجاب میرفتم بیرون، احساس بزرگی میکردم! راهنمایی که بودم مادربزرگم رفت مکه و من بهش سفارش کرده بودم که برام چادر عربی بگیره، اون موقع چادر توی مدرسهامون اجباری بود، یکم که گذشت فکر کنم حدودای سوم راهنمایی بودم که دیگه حس کردم چادرمو دوست ندارم و دو قدم مونده به مدرسه چادرو از سر اجبار سرم میکردم و تا از مدرسه چند قدم دور میشدم چادرو در میاوردم. عجیبه که هرچی فکر میکنم دلیلش رو هم یادم نمیاد!

همین جوری گذشت و گذشت و من لحظه به لحظه سردتر میشدم از حجاب ولی خب بازم محرم و نامحرم و ... رعایت میکردم.

گذشت و گذشت تا اومدم دانشگاه و سردتر شدن من ادامه پیدا کرد تا رسیدم به الان که کلا هیچ اعتقادی به حجاب ندارم (البته دربرابر قانون اجباری بودن یا نبودن حجاب هیچ موضعی ندارم) و اگر یه روزی دیگه حجاب قانون کشور نباشه، کشف حجاب میکنم

اینا رو نمینویسم که بگم حجاب خوبه یا بد، فقط وقتی نگاه میکنم به جامعه و میبینم خیلیها هستن که مثل من این سیر رو طی کردن ( بعضیا تندتر و بعضیا کندتر)، با خودم میگم دلیلش چیه؟ دلیل این تغییر رویه و عقاید چیه؟ قطعا خیلی از دلایلی که صداوسیما تحت عنوان نفوذ غرب و... رو نمیتونم بپذیرم! حس میکنم دلیلش جامعه خودمون و رفتار کسانیهه که سنگ اسلام رو به سینه میزنن و وظیفهاشون ترویج اسلامه

ما رو غرب وارد ایران نکرده یا ما از غرب دستور نمیگیریم که حالا حکومت بخواد مارو سرکوب کنه! من و امثال من محصول همین جامعه هستیم! ما محصول همین کشور اسلامی هستیم!

از کل سال فقط دو ماهه که حس میکنم شبیه بچگیامم، ماه رمضان و ماه محرم

بی خیال همهی این چیزا!

ماه رمضانتون مبارک :)

برچسب: نویسنده: الینا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:49

صفحه بندی